کتاب خاطره‌های پراکنده( گلی ترقی ) نیلوفر

36,000 تومان

خریدکتاب خاطره‌های پراکنده

اثر گلی ترقی

نشر نیلوفر

مقدار:

توضیحات

کتاب خاطره‌های پراکنده اثر گلی ترقی

« خانه ی مادربزرگ را فروخته اند و ساعت بزرگ دیواری در منزل یک از دایی هاست-آخرین دایی. گهگاه، در نیمه شبی بیخواب تیک تاک موذی آن را در ته بالشم می شنوم و می دانم که «این ساعت بعد از ما هم خواهد بود» و از سماجت عقربه های چرخان آن دلم میگیرد. و بعد ، نزدیک به روشنایی صبح عطری گوارا، مثل نفسی سبک و متبرک در اتاقم می پیچد و نوازش دست همیشه مهربان گوهر تاج خانم را روی پیشانی ام حس می کنم و دلم باز پر از ولوله های کودکی می شود . می دانم که در نوازش این دست آشنا حرفی قدیمی خفته است؛ حرفی ساده و سالم و سبکبار ، مثل آواز بازیگوش گری ها فراسوی تیک تاک دلهره انگیز ساعت های جهان.» خاطره های پراکنده مجموعه ? داستان کوتاه است که ? داستانش به نوعی خاطرات خود خانم ترقی است. خانه‌ی مادر بزرگ را فروخته‌اند و ساعت بزرگ دیواری در منزل یك از دایی‌هاست. آخرین دایی. گه گاه ، در نیمه‌شبی بی‌خواب، تیك‌تاك موذی آن را در ته بالشم می‌شنوم و می‌دانم كه این ساعت بعد از ما هم خواهد بود و از سماجت عقربه‌های چرخان آن دلم می‌گیرد. و بعد، نزدیك به روشنایی صبح عطری گوارا، مثل نفسی سبك و متبرك در اتاقم می‌پیچد و نوازش دست همیشه مهربان گوهرتاج خانم را روی پیشانی‌ام حس می‌كنم و دلم باز پر از ولوله‌های كودكی می‌شود. می‌دانم كه در نوازش این دست آشنا حرفی قدیمی خفته است، حرفی ساده و سالم و سبكبار، مثل آواز بازیگوش پری‌ها فراسوی تیك‌تاك دلهره‌انگیز ساعت‌های جهان.

خاطره های پراکنده

گلی ترقی

انتشارات نیلوفر

خاطره های پراکنده مجموعه 8 تا داستان کوتاه هست که 6 تاش به نوعی خاطرات خود خانم ترقی می باشد .

اتوبوس شمیران : خاطره ای مربوط به زمان کودکی وقتی که دختر کوچکی بوده و همیشه با راننده اتوبوسی به نام عزیز آقا به منزل بر می گشته .
دوست کوچک : از زمانی می گوید که مدرسه می رفته و دوستی داشته که با هم پیوند خواهری می بندند تا زمانی که دوست سومی از راه می رسد و دل گلی ترقی از غم فشرده می شود . بچه گانه بود غمش ولی واقعا دلم رو سوزوند .
خانه ی مادر بزرگ : از خانه مادربزرگ و عروسی دختر دایی اش می گوید از فضای آن زمان از خرید لباس و …
پدر : خانم ترقی در این داستان از زندگی و مرگ پدرش گفته پدری که به همه حقوق  می داده و دفتری داشته که جریمه های همه را یادداشت می کرده تا اخر ماه از حقوقشان کم کند و خانم ترقی که همیشه بدهکار می شده .
خدمتکار : این داستان به بعد از انقلاب اشاره دارد زمانی که خدمتکارهای قبلی خانه را ترک کرده اند و آنها به دنبال همدمی برای مادر هستند .
مادام گرگه : داستان در زمان اقامت آنها در پاریش و همسایه بداخلاقشان است .
خانه ای در آسمان : داستان در مورد زنی است که پسرش همه زندگی را فروخته و به فرنگ رفته مادر بین خانه دختر و پسرش در رفت و آمد است و در هیچ کدام جایی ندارد .
عادت های غریب آقای الف در غربت : اینم در مورد مردی هست که وطن را ترک کرده .

خیلی قشنگ بود واقعا نثرش شیوا و روان بود اتفاقات و فضا را خوب تعریف می کرد و تصور کامل و زیبایی را ایجاد می نمود . از داستان آخری خوشم نیومد هم موضوعش دیگه تکراری بود هم به دلم نچسبید و با بی میلی فقط ورق می زدم ولی بقیه اش واقعا زیبا بود آدم را می برد به دنیای خودش به دنیای پولدارهایی که بد هم نبودند که با بقیه ارتباط داشتند .

خانم ترقی برای ادامه تحصیل به آمریکا می ره و لیسانس فلسفه می گیره ولی اونجا را برای زندگی دوست نداشته و دوباره به ایران بر می گرده . هر چند بعدها دوباره به خارج سفر می کنه .

قسمت های زیبایی از کتاب

کاش می توانستم باهاش حرف بزنم . کاش هنوز یک بچه کوچولو بودم و توی بغلش جا می شدم . می بینم که بزرگ شدن کار سختی است و دلم می گیرد .

روزهای هفته هر کدام شکل و رنگ و بوی خودشان را دارند . شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیده ی توبا خانم است : دراز ، لاغر ، با چشم های ریز بدجنس . یک شنبه ساده و خر است و برای خودش الکی آن وسط می چرخد . دوشنبه شکل آقای حشمت الممالک است : متین ، موقر ، با کت و شلوار خاکستری و عصا . سه شنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است . چهارشنبه خل است . چاق و چله و بگو بخند است . بوی عدس پلوی خوشمزه ی حسن آقا را می دهد . پنجشنبه بهشت است و جمعه دو قسمت دارد : صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است . مثل پدر ، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی . رو به غروب ، سنگین و دلگیر می شود ، پر از دلهره های پراکنده و غصه های بی دلیل و یک جور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر …

مادر نمی فهمد که ناخوشی دایی یا مرگ فلانی دل هیچ کدام از ما را نمی سوزاند . برعکس خوشحال هم می شویم چون مادربزرگ حلوا می پزد و بزرگ ترها وقتی غمگین و غصه دارند ، ترسو و مهربان می شوند .

فعلا نظری موجود نیست.

نقد خود را اضافه کنید