کتاب بورس باز: تکنیک‌های جادویی سرمایه گذاری در بورس(میلکان)

33,000 تومان

کتاب بورس باز: تکنیک‌های جادویی سرمایه گذاری در بورس

سلمان امین

نشر میلکان

مقدار:

توضیحات

کتاب بورس باز: تکنیک‌های جادویی سرمایه گذاری در بورس

سلمان امین در کتاب بورس باز: تکنیک‌های جادویی سرمایه گذاری در بورس، قصد دارد شما را با نگرش فازی و تفکر چند ارزشی در این بازار آشنا و امکان پیاده‌سازی آن در معاملات بازار بورس را بررسی کند.

تاکنون کتاب‌های بسیاری در حوزه‌ی معامله‌گری در بازارهای بورس منتشر شده‌اند. یقیناً بعضی از آن‌ها را مطالعه کرده‌اید. اغلب آن‌ها، دست کم آن‌هایی که با ترجمه‌ی فارسی در اختیار خوانندگان قرار گرفته‌، دارای رویکردی تکنیکال، فاندامنتال یا سایکولوژیک هستند اما تعداد کمی از این آثار مفید و کاربردی‌ هستند.

معرفی شاخص‌های بنیادین بازار، توضیح و تشریح الگوهای گوناگون، بازتعریف مفاهیم پایه‌ای بازارهای سرمایه و طرح معدودی جمله و کلمه‌ی قصار که دهان‌ به‌ دهان بین معامله‌گران می‌چرخد اغلب همه‌ی آن چیزی است که پس از مطالعه هر کدام از این آثار عاید شما می‌شود.

این کتاب تافته‌ی جدابافته‌ای بین مطالب و مقالاتی که تا به امروز در این باب منتشر شده‌اند نیست. اما سلمان امین نویسنده‌ی این کتاب مطالب ارزشمندی را در آن گوشزد می‌کند که پس از مطالعه‌ی آن می‌توانید در جهت بهینه‌سازی سیستم معاملاتی خود بهره ببرید.

در بخشی از کتاب بورس‌باز می‌خوانیم:

وقتی شما در باب پیش‌بینی احتمالاتْ درصدی از شانس وقوع را در نظر می‌گیرید، برآیند وقوع و عدم‌ وقوع در هر مرحله در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند. به‌ سخن ساده‌تر، هر بار که سکه را به هوا پرتاب می‌کنید 50 درصد شانس دارید که آن‌ را روی طرف شیر ببینید. اما وقتی سکه روی طرف خط نشست چه اتفاقی می‌افتد؟ شانس شیربودن این پرتاب از 50 درصد به 0 درصد کاهش پیدا کرده است.

همین قاعده در مورد زمانی که سکه روی طرف شیر می‌نشیند صادق است. در این صورت، شانس شیر آمدن به‌ یکباره به 100 درصد افزایش پیدا می‌کند و در پرتاب بعدی سرنوشت جدیدی در انتظار سکه است. از نظر احتمالات، شیر یا خط بودنِ نتیجه‌ی کار تا قبل از پرتابِ دوباره به همان 50 درصد گره می‌خورد. این یعنی ابهام در هر مورد از نتایج عملیاتی به‌ صورت انتزاعی.

منطق فازی کاری به کار احتمالات و ابهام موجود در آن ندارد؛ بلکه در واقع اصل ابهام را به‌ عنوان جزئی از سیستم مدل می‌کند. سیستمی که بر مبنای این نگرش پایه‌ریزی می‌شود درصد احتمال موجود در بازه‌های مختلف عملیاتی را در نظر می‌گیرد و به‌ عنوان متغیرهای خود از آن استفاده می‌کند.

در واقع، فازی منطقی برای توضیح ابهام نیست؛ بلکه خود ابهام را درون یک سیستم کاربردی فازی مدل می‌کند. فازی در پی این است که احتمالات موجود را به‌ عنوان بخشی از سیستم پایه‌ریزی کند، نه این‌که برای احتمالات ریاضی به‌ دنبال توضیحی باشد. با این توضیح می‌توانیم نسبت احتمال به فازی را «نسبت جزء به کل» در نظر بگیریم. بگذارید مثالی بیاورم. اگر یک سیب سالم در دست داشته باشید، می‌توانید بگویید به احتمال 100 درصد این یک سیب است؟ پاسخ مثبت است.

فعلا نظری موجود نیست.

نقد خود را اضافه کنید